ابن الصوفي النسابة

100

المجدي في أنساب الطالبيين

طاهره كردند ، واز خنجر خون ريز ودل بي رحم آنان در اين راه قصور وكوتاهى ديده نشد ، وبا همهء كوشش پى گيرى كه اين دو سلسلهء حاكم در ريشه كن كردن شجرهء طيّبه داشتند ، اين از آنجا كه اين شجرهء اصلى ثابت داشت ، طبعا فروع آن بآسمان عزّت وشرف مىرسيد ، كه حق تعالى وتقدّس با اعطاى « كوثر » به حبيب خود محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه وآله مقرّر فرموده بود كه كثرت نسل وذرّيهء أو بدانجا رسد كه : « لا يحصى عددهم ويتّصل إلى يوم القيامة مددهم » ( مجمع البيان در تفسير سورهء مباركهء كوثر ) . وبگفته جرجانى « . . . اى محمّد دل تنگ مكن از آنچه ايشان تو را « أبتر » مى خوانند كه ما تو را كثرتى در عقب ونسل فرزندان بدهيم كه بر زمين هيچ بقعه وخطّه‌اى نماند ، إلّا كه آنجا جماعتى از فرزندان تو باشند ، نبينى كه روز طفّ كربلا آن جماعت كافران كه أهل البيت را بكشتند از فرزندان حسين بن علي عليه السّلام جز على زين العابدين كسى ديگر نماند ، خداى تعالى از نسل وى ، تنها عالم را پر كرد » ( تفسير گازر ج 10 ص 459 ) . عدد علويان هر روز از روز گذشته بيشتر مىشد كه : إذا مقرم منّا ذرا حدّ نابه * تخمّط فينا ناب آخر مقرم « 1 » ولنعم ما قيل : أراد الجاحدون ليطفؤوه * ويأبى اللّه إلّا أن يتمّه كثرت اين ذرّيه از طرفي ، وپراكنده شدن آن در سر تا سر عالم اسلامى از طرف ديگر ، ولزوم حفظ انساب وصلهء أرحام بمقتضاى « أهل البيت أدرى بما

--> ( 1 ) از أوس بن حجر .